جزوه دهم فصل 2 – گفتار 1

جزوه دهم – فصل 2- گفتار 1


دریافت فایل pdf جزوه دهم فصل دو – گفتار 2  جزوه رنگی زیست دهم - فصل دوم- گفتار یک (34 دانلود ها)


 

فصل 2:

گوارش و جذب مواد

تصویر ابتدای فصل در مبحث مربوط مورد بررسی قرار خواهد گرفت.

 

غذا خوردن یکی از لذت های زندگی می باشد.

ولی هدف اصلی غذا خوردن لذت بردن از آن نیست.

هدف اصلی غذا خوردن تامین ماده و انرژی برای یاخته ها می باشد.

هم تامین ماده و هم تامین انرژی در خوردن غذا مهم می باشد.

بعضی مواد مغذی فقط انرژی تولید می کنند و بعضی مواد مغذی اصلا نمی توانند انرژی تولید کنند و فقط بعنوان ماده در بدن مصرف می شوند. مثلا ویتامین ها نمی توانند انرژی تولید کنند.

در لذت بردن از غذا حس چشایی و بویایی و شاید بینایی نقش دارد.

 

غذایی که می خوریم در گذر از دستگاه گوارش به شکلی در می آید که می تواند مواد و انرژی لازم برای سالم ماندن، درست عمل کردن و رشد و نمو یاخته های بدن را فراهم کند.

اگر غذا مناسب باشد می تواند مواد و انرژی را فراهم کند پس هر غذایی نمی تواند.

 غذا هم ماده و هم انرژی فراهم می کند.

هم ماده و هم انرژی برای سالم ماندن، درست عمل کردن و رشد و نمو یاخته های بدن لازم است.

مثلا ویتامین 12B، فولیک اسید و آهن برای تولید گویچه های قرمر لازم هستند. گلوکز نیز برای تولید انرژی (ATP) لازم می باشد.

بعضی مواد مغذی برای درست عمل کردن یاخته ها لازم هستند مثلاً ویتامین D برای جذب یون کلسیم در روده لازم می باشد.

البته هر غذایی برای تامین انرژی به کار نمی رود مثل ویتامین ها، و هر غذایی، ماده تامین نمی کند مثلا گلوکز می تواند به طور کامل در بدن بسوزد و فقط انرژی تامین کند.

غذایی که می خوریم معمولاً قبل از ورود به یاخته ها دچار تغییراتی می شود مثلاً نشاسته به گلوکز و پروتئین به آمینواسید تبدیل می شود.

هر ماده غذایی خورده شده در دستگاه گوارش دچار تغییرات نمی شود مثل یون ها، ویتامین ها و …

ماده غذایی به هر شکل نمی تواند نیاز یاخته ها را برآورده سازد مثلاً مولکول های غذایی درشت نمی توانند وارد یاخته شوند.

می شوند.

البته غذای نامناسب و یا اضافه بر نیاز، مشکلاتی را برای بدن ایجاد می کند.

غذایی که می خوریم می تواند مناسب یا نامناسب باشد. / غذای نامناسب همان غذای اضافه برنیاز نیست.

غذای نامناسب می تواند مشکلاتی را برای بدن فراهم کند.

غذای مناسب نیز می تواند برای بدن مشکلاتی بوجود آورد (مثلاً در صورت مصرف اضافه بر نیاز) پس می توان گفت غذا خوردن همواره به نفع ما نمی باشد.

غذای نامناسب می تواند دارای مواد مضر (مثل روغن اضافی، نمک اضافی، مواد آسیب رسان و …) و یا فاقد مواد مورد نیاز بدن (ویتامین ها، آمینواسید ها و …) باشد. که هر دو می توانند مشکلاتی را برای بدن ایجاد کنند

مثلا افزایش چربی بدن می تواند باعث گرفتگی رگ ها شده و نبود ویتامین D می تواند مانع سخت شدن استخوان ها شود.

غذای اضافه بر نیاز نیز مشکلاتی به همراه دارد مثلا نمک یک ماده لازم برای بدن می باشد ولی مصرف زیاد آن می تواند باعث بیماری خیز (ادم) شود.

اضافه وزن و چاقی یکی از مسائلی است که سلامت جمعیت کنونی و آینده ما را به خطر می اندازد.

اضافه وزن و چاقی دو موضوع متفاوت می باشند. /           غذای اضافه بر نیاز می تواند باعث اضافه وزن یا چاقی شود. / اضافه وزن و چاقی نه تنها سلامت جمعیت فعلی بلکه جمعیت آینده را نیز به خطر می اندازند.

چرا برخی افراد با اینکه غذای کافی و گوناگون می خورند دچار کمبود مواد مغذی هستند؟

ممکن است فردی غذای کافی و گوناگون خورده و سیر شود ولی اگر این غذا نتواند همه مواد مورد نیاز بدن را تامین کنند (مثلا بعضی ویتامین ها، مواد معدنی و … را به بدن نرسانند) فرد دچار کمبود مواد مغذی می شود.

گفتار 1: یاخته و بافت جانوری

یاخته:

یاخته واحد ساختار و عملکرد بدن جانداران است.

هر جانداری یاخته دارد.

چون کوچکترین جانداران از یک یاخته ساخته شده اند پس می توان گفت هر هفت ویژگی حیات می تواند در یاخته وجود داشته باشد ولی نه در هر یاخته ای.

یاخته مکان خاصی در سلسله مراتب پیدایش حیات دارد زیرا حیات از این سطح شروع می شود.

یاخته ها انواع گوناگونی دارند مثلا یاخته باکتری، قارچ ها، آغازیان، گیاهان و جانوران

کتاب درسی فقط در مورد یاخته های گیاهی و جانوری صحبت می کند.

هر یاخته اجزایی دارد. بعضی از اجزا هم در یاخته گیاهی و هم در یاخته جانوری وجود دارد. بعضی اجزا فقط در یاخته گیاهی و یا جانوری وجود دارند.

 

 

                                         

                                         

                                         

                 

                             

     

 

 

 

 

 

 

 

 

در ادامه به بررسی بعضی اجزای یاخته می پردازیم.

 

 

 

 

 

 

 

شبکه آندوپلاسمی و جسم گلژی:

در شبکه آندوپلاسمی بعضی مواد تولید می شوند

مواد تولید شده در شبکه آندوپلاسمی به جسم گلژی می آیند

این مواد بوسیله ریزکیسه هایی از گلژی خارج می شوند.

این کیسه ها یا بطرف غشا رفته و مواد خود را به بیرون برون رانی می کنند

 و یا در داخل یاخته مانده و به کریچه و اجزای دیگر تبدیل می شوند

 

میتوکندری:

محل انجام تنفس یاخته ای (تنفس هوازی) و تولید مولکول ATP می باشد

میتوکندری دو غشا دارد که غشای خارجی آن صاف و غشای داخلی چین خورده می باشد.

 

سانتریول:

به شکل استوانه بوده و از 27 ریزلوله پروتئینی ساخته شده است.

سانتریول در سازماندهی تشکیل دوک تقسیم یاخته های جانوری نقش دارد.

کلروپلاست:

حاوی کلروفیل (سبزینه) بوده و محل انجام فتوسنتز می باشد.

 

 

     

 

 

 

 

 

 

 

 

بافت:

یاخته های بدن انسان به شکل بافت های مختلف سازمان یافته اند.

تعدادی یاخته که با یکدیگر همکاری می کنند تشکیل بافت می دهند.

هر اندام از چند بافت تشکیل شده است.

در تک سلولی ها بافت وجود ندارد.

در بعضی جانداران پرسلولی نیز بافت وجود ندارد ← مثل اسفنج

هر سلول بدن انسان جزو یکی از بافت های بدن می باشد ولی

هر سلول موجود در بدن انسان جزو یکی از بافت ها نیست مثلاً میکروب هایی که در بدن وجود دارند.

در بافت، فاصله ای مابین یاخته ها وجود دارد.

فاصله بین یاخته های یک بافت می تواند کم یا زیاد باشد. (کم مثل بافت پوششی، زیاد مثل بافت پیوندی)

در گیاهان سه سامانه بافتی وجود دارد. (سامانه بافت پوششی، زمینه ای و آوندی)

 

 

 

 

 

در بافت های بدن، فضای مابین یاخته ها را مایعی به نام مایع بین یاخته ای پر کرده است.

مایع بین یاخته ای ≠ مایع میان یاخته ای← همان سیتوپلاسم

   بیرون یاخته              داخل یاخته

 

همه جانداران میان یاخته (سیتوپلاسم) دارند ولی همه جانداران مایع بین یاخته ای ندارند.

بعضی یاخته های گیاهی میان یاخته (سیتوپلاسم) ندارند مثل آوند چوب (چون مرده است)

مایع بین یاخته ای محیط زندگی یاخته هاست.

یاخته ها مواد لازم (اکسیژن و مواد مغذی) را از مایع بین یاخته ای دریافت می کنند و مواد دفعی مانند کربن دی اکسید را به آن می دهند تا به کمک خون از بدن دفع شوند.

در جانداران تک یاخته ای مایع بین یاخته ای وجود ندارد ولی مایع درون یاخته ای وجود دارد.

البته بعضی از یاخته های بدن می توانند مستقیما با خون، یا محیط بیرون تبادل انجام دهند. (مثلا یاخته های پوششی داخل شش، گازهای تنفسی را مستقیما از هوا می گیرند نه از مایع بین یاخته ای و یاخته های داخل خون و یاخته های پوششی دیواره داخلی قلب و رگ ها مواد را با خون مبادله می کنند نه مایع بین یاخته ای)

اکسیژن جزو مواد مغذی نمی باشد.

یاخته ها مواد دفعی خود را به مایع بین یاخته ای می دهند. مثل کربن دی اکسید، آمونیاک، کراتین و …

بعضی یاخته ها مواد دفعی خود را به مایع بین یاخته ای نمی دهند مثل بافت پوششی در شش، رگ های خونی، نفرون و ….

هر ماده دفعی قبل از دفع شدن وارد خون نمی شود مثلاً کربن دی اکسید تولیدی در یاخته های پوششی شش ها مستقیماً به بیرون دفع می شود.

 

ترکیب مواد در مایع بین یاخته ای شبیه خوناب (پلاسما) است.

ترکیب مواد بین یاخته ای شبیه خون نیست (شبیه خوناب است)

ترکیب مواد بین یاخته ای مثل خوناب نیست (شبیه خوناب است)

در مایع بین یاخته ای انواع مختلفی مواد وجود دارد مثل آب، اکسیژن، کربن دی اکسید، پروتئین و …

فضای سیناپسی را می توان نوعی مایع بین یاخته ای دانست.

فضای داخلی اندام هایی مثل معده، روده، قلب و … جزو مایع بین یاخته ای نمی باشد.

مایع بین یاخته ای بطور دائم مواد مختلفی را با خون مبادله می کند.

مایع بین یاخته ای بطور دائم موادی را با یاخته های بدن نیز مبادله می کند.

اغلب یاخته های بدن نمی توانند بطور مستقیم با خون تبادل انجام دهند.

 

 

 

بخشی از مایع بین یاخته ای نیز می تواند وارد رگ های لنفی شده و لنف را تشکیل دهد.

بعضی یاخته ها می تواند بطور مستقیم با خون تبادل انجام دهد. مثل یاخته های پوششی رگ های خونی و قلب می توانند

مواد گوناگون برای ورود به یاخته یا خروج از آن باید از سد غشای یاخته عبور کند.

همه یاخته های زنده غشای پلاسمایی دارند.

هر ماده ای برای ورود و خروج به یاخته باید از سد غشای یاخته عبور کند.

البته در یاخته های گیاهی به دلیل ارتباط یاخته ها توسط پلاسمودسم، بعضی مواد می توانند بدون عبور از غشا از یاخته ای خارج  و وارد یاخته دیگر شوند.

هر ماده موجود در داخل یاخته الزاماً از غشای یاخته ای عبور نکرده است زیرا بعضی مواد در داخل یاخته ساخته می شوند مثل کربن دی اکسید یا آمونیاک، اسید لاکتیک و …

غشای یاخته، نفوذپذیری انتخابی یا تراوایی نسبی دارد یعنی فقط برخی از مولکول ها و یون ها می توانند از غشای یاخته عبور کنند.

بسیاری از مولکول ها و یون ها از غشا عبور نمی کنند.

دیواره یاخته ای برخلاف غشای یاخته ای نفوذپذیری انتخابی ندارد.

یون ها همانند مولکول ها می توانند از غشای یاخته عبور کنند.

در موقع مرگ سلول (مثلا اگر برگ کلم بنفش را چند دقیقه بجوشانیم) تراوایی نسبی از بین می رود. و مواد رنگی داخل یاخته خارج می شود.

 

 

غشای یاخته از مولکول های مختلفی تشکیل شده است از جمله ← لیپید، پروتئین و کربوهیدرات

بخش لیپیدی غشا، مولکول هایی به نام فسفولیپید و کلسترول دارد.

مولکول های فسفولیپید در دو لایه قرار گرفته اند.

 

لیپیدهای غشا:

لیپیدهای غشا شامل فسفولیپیدها و کلسترول می باشد.

فسفولیپیدها:

بیشترین مولکولهای غشا

در دو لایه قرار دارند.

هر فسفولیپید یک سر آبدوست و 2 دم آبگریز دارد.

ضخامت غشا دو برابر طول یک فسفولیپید است

عبور مواد از لابه لای فسفولیپیدها ← انتشار نام دارد.

فسفولیپیدها می توانند به کربوهیدرات ها متصل شوند

مواد محلول در لیپیدها (مثل ویتامین های KADE و اسید چرب و …) به راحتی از لابه لای فسفولیپیدها عبور می کنند (منتشر می شوند)

می تواند در هر دو لایه غشا باشد                             

فسفولیپیدی به نام لیسیتین در صفرا وجود دارد

کلسترول:

تعداد خیلی کمتر از فسفولیپید                                             

در ساختار خود دارای چند حلقه می باشد.

در هر دو لایه فسفولیپیدی می تواند باشد.                                

کلسترول نیز یکی از ترکیبات صفرا می باشد.

کربوهیدرات های غشا:

بصورت پلی ساکارید هستند                                               

می توانند منشعب نیز باشند

فقط در سطح خارجی غشا قرار دارند                                      

نمی توانند بصورت خالص در غشا باشند

کربوهیدرات ها در لابه لای فسفولیپیدها یا غشا قرار ندارند              

کربوهیدرات ها همواره متصل هستند به مولکول های پروتئین و فسفولیپید

مثال← آنتی ژن های گروه خونی ABO

 

 

پروتئین های غشا:

 

 

 

 

بزرگترین مولکولهای غشا

تولید در شبکه آندوپلاسمی و جسم گلژی

 

تعداد مولکول های غشا:     لیپید    فسفولیپید  کلسترول    پروتئین    کربوهیدرات

اندازه مولکول های غشا:   پروتئین  کربوهیدرات ها   کلسترول    فسفولیپید

 

موادی که می توانند از غشا عبور کنند از فضای بین مولکول های لیپیدی می گذرند و یا مولکول های پروتئینی به آنها کمک می کنند.

مواد با فرایندهای ویژه ای از غشای یاخته عبور می کنند.

 

 

 

 

 

 

 

 

همه روش های گفته شده در همه غشاهای یاخته (غشای پلاسمایی و غشای اندامک های داخل سلول) می توانند انجام شوند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

انتشار ساده:

جریان مولکول ها از جای پرغلظت به جای کم غلظت (در جهت شیب غلظت) انتشار نام دارد.

در انتشار مواد در جهت شیب غلظت حرکت می کنند.

شیب غلظت از طرف غلیظ به طرف رقیق می باشد.

هرقدر اختلاف غلظت دو محیط بیشتر باشد شیب غلظت نیز بیشتر خواهد بود.

نتیجه انتشار هر ماده یکسان شدن غلظت آن ماده در دو سوی غشاست.

با یکسان شدن غلظت ماده در دو طرف غشا، شیب غلظت صفر می شود.

برای انجام انتشار نیازی به وجود غشا نیست.

انتشار هم در محیط زنده و هم در محیط غیرزنده انجام می گیرد.

مولکول ها بدلیل داشتن انرژی جنبشی می توانند منتشر شوند. بنابراین در انتشار، یاخته انرژی مصرف نمی کند.

برای انتشار انرژی لازم است ولی یاخته انرژی مصرف نمی کند.

با افزایش دما انرژی جنبشی مولکول ها زیاد می شود بنابراین سرعت انتشار نیز بیشتر می شود.

مولکول هایی که با انتشار از غشا عبور می کنند    اکسیژن، کربن دی اکسید، الکل اتانول، اوره و …

برای انتشار نیازی به وجود پروتئین غشایی نداریم.

اسمز آب از لابه لای فسفولیپیدها نوعی انتشار ساده می باشد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

انتشار تسهیل شده:

در انتشار تسهیل شده پروتئین های غشا، انتشار مواد را تسهیل می کنند و مواد را در جهت شیبِ غلظت آنها، از غشا عبور می دهند.

همانند انتشار ساده از جای پرغلظت به جای کم غلظت انجام می شود.

عدم نیاز به انرژی زیستی

نتیجه نهایی یکسان شدن غلظت در دو طرف غشاست.

وجود غشا و پروتئین های غشایی برای انتشار تسهیل شده لازم است.

پروتئین های غشایی ضمن انجام انتشار تسهیل شده دچار تغییر شکل می شوند.

در صورت تخریب پروتئین های غشا، انجام انتشار تسهیل شده متوقف خواهد شد.

پروتئین هایی که در انتشار تسهیل شده دخالت می کنند در ساختار خود دارای یک کانال یا منفذ می باشند.

پروتئین های دخیل در انتشار تسهیل شده همانند سایر پروتئین های غشایی در شبکه آندوپلاسمی ساخته می شوند.

کانالهای پروتئینی می توانند از نوع نشتی (همواره باز) و یا دریچه دار باشند. مثل کانالهای نشتی پتاسیم، کانالهای دریچه دار سدیم

پروتئین تسهیل کننده عبور آب از غشا (آکواپورین) و …

عبور آب از پروتئین تسهیل کننده عبور آب از غشا (آکواپورین) نوعی انتشار تسهیل شده می باشد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

اسمز:

 

 

 

 

تصویر زیست 95           

 

 

 

 

 

تصویر زیست 96                                                            تصویر پتانسیل آب

 

انتشار آب از غشایی با تراوایی نسبی اسمز نام دارد.

وجود غشا برای انجام اسمز لازم است.

نوعی پروتئین بنام پروتئین تسهیل کننده عبور آب از غشا (آکواپورین) در عرض غشای بعضی یاخته های گیاهی و جانوری و غشای کُریچه بعضی یاخته های گیاهی وجود دارد.

عبور آب از طریق پروتئین های غشایی نیز اسمز می باشد.

اسمز بدون صرف انرژی ATP انجام می گیرد.

برای انجام اسمز باید غلظت آب (محلول) در دو طرف غشا متفاوت باشد.

در اسمز جابجایی خالص آب رخ می دهد.

اگر از غشا مواد دیگری نیز عبور کنند ولی آب نیز عبور کند ما فقط به عبور آب اسمز می گوییم.

نتیجه نهایی اسمز بر عکس انتشار و انتشار تسهیل شده ممکن است یکسان شدن غلظت دو طرف غشا نباشد.

اسمز در هر غشایی رخ نمی دهد و باید غشا تراوایی نسبی داشته باشد.

برای اسمز وجود غشا الزامی است ولی وجود پروتئین غشایی لازم نیست هرچند که می تواند در اسمز نقش داشته باشد. 

فشار لازم برای توقف کامل اسمز، فشار اسمزی محلول نام دارد.

هر چه اختلاف غلظت آب در دو سوی غشا بیشتر باشد فشار اسمزی بیشتر است و آب سریع تر جابجا می شود.

آن سمت غشا که آب را به طرف خود می کشد فشار اسمزی زیادتری دارد.

طرفی از غشا که مواد حل شده بیشتری دارد فشار اسمزی زیادتری نیز دارد.

هرقدر اختلاف غلظت دو طرف غشا بیشتر باشد فشار اسمزی نیز بیشتر خواهد بود.

با انجام اسمز رفته رفته اختلاف فشار اسمزی دو طرف غشا کاهش می یابد.

در موقع اسمز مولکول های آب می توانیم با وارد کردن نیرویی از اسمز جلوگیری کنیم.

هرقدر فشار اسمزی بیشتر باشد آب سریعتر جابجا می شود.

برای انجام اسمز می تواند در یک طرف غشا آب خالص باشد ولی نمی تواند در هر دو طرف آب خالص باشد. (چون غلظت آب باید متفاوت باشد)

موضوعی بنام پتانسیل آب نیز در ارتباط با حرکت مولکول های آب می باشد.

آب از جایی که پتانسیل آب زیاد است به جایی که پتانسیل آب کم می باشد حرکت می کند

مثلاً آب از پشت سد بطرف جلوی سد حرکت می کند، یعنی پتانسیل آب در پشت سد بیشتر از جلوی سد می باشد.

آب از جایی که پتانسیل آب زیاد است به جایی که پتانسیل آب کم است حرکت می کند.

در مورد پتانسیل آب، وجود یا نبود غشا مطرح نمی باشد و فقط جابجایی آب مطرح است.

ورود آب از خاک به ریشه گیاه (از طریق غشای سلول) نشان دهنده پتانسیل بالای آب در خاک است.

همچنین حرکت آب از محلی از خاک که آب زیاد است به محلی از خاک که آب آن کم است (بدون وجود غشا) اسمز محسوب نمی شود. ولی حرکت آب به خاطر پتانسل آب انجام می گیرد.

در اثر اسمز حجم محلول در یک طرف غشا کاهش و در طرف دیگر افزایش می یابد.

در اثر اسمز، حجم محلول در سمتی از غشا که فشار اسمزی زیادتری دارد افزایش و سمت مقابل کاهش می یابد.

آیا پدیده اسمز در یاخته ها در بدن ما هم رخ می دهد؟

بله پدیده اسمز در یاخته های بدن ما هم رخ می دهد ولی به علت مشابه بودن فلظت داخل و یاخارج یاخته ها، میزان ورود و خروج آب تقریبا برابر می باشد.

آیا ممکن است ورود آب به درون یاخته در اثر اسمز موجب ترکیدن یاخته های بدن ما شود؟ خیر. فشار اسمزی مایع اطراف یاخته های تقریبا مشابه درون آنهاست و در نتیجه آب بیش از حد وارد نمی شود و به طور معمول، یاخته ها از خطر تورم و ترکیدن حفظ می شوند.

گفتیم یاخته های بدن ما در مایعی بنام مایع بین یاخته ای قرار دارند.

مایعی که یاخته (گیاهی و جانوری) در آن قرار دارند می تواند به یکی از سه حالت زیر باشد.

هم غلظت (فشار اسمزی برابر)← مقدار ورود و خروج آب به یاخته برابر خواهد بود در نتیجه حجم یاخته تغییر نخواهد کرد.

غلیظ (فشار اسمزی مایع بیشتر از سیتوپلاسم باشد): آب از داخل یاخته به سمت بیرون حرکت خواهد کرد در نتیجه حجم سیتوپلاسم کاهش خواهد یافت.

کم غلظت (فشار اسمزی داخل یاخته بیشتر از مایع باشد): آب از بیرون وارد یاخته شده و یاخته متورم خواهد شد. و در نتیجه:

یاخته جانوری← بعلت ورود بیش از حد آب می ترکد.

یاخته گیاهی← بعلت وجود دیواره نمی ترکد ولی دیواره کاملاً کشیده می شود که به این حالت تورژسانس می گوییم.

آب همواره از محیط رقیق وارد محیط غلیظ می شود ولی اگر فشار مایع در محیط غلیظ زیاد باشد ممکن است آب در خلاف جهت جابجا شود به این حالت تراوش می گویند.

 

انتقال فعال:

یاخته ها می توانند انرژی را در مولکول های ویژه ای از جمله مولکول ATP ذخیره کنند.

یاخته می تواند انرژی را در مولکول های ویژه ای ذخیره کند مثل ATP، NADPH، NAD، FADH2

ساختار مولکول ATP:

 

 

 

 

 

ATP: مولکولی پرانرژی و شکل قابل استفاده انرژی در یاخته هاست.

ATP نوکلئوتیدی است که از باز آلی آدنین و قند پنج کربنی ریبوز تشکیل شده و فسفات دار شده است.

آدنوزین= آدنین + ریبوز

فسفات دار شدن ATP در سه مرحله روی می دهد.

آدنوزین مونوفسفات (AMP)= آدنوزین+ گروه فسفات

آدنوزین دی فسفات (ADP)

آدنوزین تری فسفات (ATP)

هنگام تشکیل مولکول ATP پیوندهای پرانرژی بین گروه های فسفات ایجاد می شود.

در موقع شکستن پیوند بین گروه های فسفات، انرژی ذخیره شده در ATP آزاد می شود.

بطور معمول در یاخته ATP از مولکول ADP تشکیل می شود و این دو مولکول به هم تبدیل می شوند.

 

روش های تولید ATP در یاخته:

تنفس هوازی:                           ATP + کربن دی اکسید + آب → گروه فسفات و ADP + اکسیژن + گلوکز

تنفس بی هوازی:                                                            ATP + لاکتیک اسید → فسفات و ADP + گلوکز

ATP + کربن دی اکسید + الکل اتانول → فسفات و ADP + گلوکز

توسط کراتین فسفات                                           ATP + کراتینین → ADP + کراتین فسفات

 

وقتی یاخته به انرژی نیاز دارد، پیوندهای پر انرژی مولکول ATP را می شکند و از انرژی آزاد شده استفاده می کند.

فرایندی که در آن، یاخته مواد را برخلاف شیب غلظت منتقل می کند، انتقال فعال نام دارد.

در فرایند انتقال فعال، مولکول های پروتئینی با صرف انرژی، ماده ای را برخلاف شیب غلظت منتقل می کنند.

انرژی لازم برای انتقال فعال از مولکول ATP به دست می آید.

 

انتقال مواد در خلاف جهت شیب غلظت انجام می شود.

برای انتقال فعال وجود غشا الزامی است.

پروتئین هایی بنام پمپ نیز برای انجام انتقال فعال باید در غشا باشند.

در انتقال فعال یاخته انرژی مصرف می کند.

در موقع انتقال فعال شکل پمپ غشایی تغییر می کند.

پمپ های غشایی همانند سایر پروتئین های غشا در شبکه آندوپلاسمی ساخته می شوند.

مثال برای انتقال فعال: پمپ سدیم پتاسیم در غشای نورون، (با مصرف یک ATP، 3 یون سدیم به بیرون و 2 یون پتاسیم به داخل یاخته)

پمپ کلسیم در شبکه آندوپلاسمی یاخته ماهیچه ای (برای رفع انقباض، یون کلسیم را به داخل شبکه بر می گرداند)

 

مولکول ATP در سطح داخلی غشا شکسته و به ATP و P تبدیل می شود.

شکسته شدن ATP توسط پمپ غشایی مربوط صورت می گیرد. (یعنی این پمپ نقش انزیم تجزیه ATP را نیز دارد)

انتشار ساده، انتشار تسهیل شده و انتقال فعال برای جابجایی مولکولهای ریز از غشا می باشد و مولکولهای درشت نمی توانند با این روش ها از غشا عبور کنند.

اسمز فقط برای ورود و خروج آب از غشا می باشد نه مولکولهای دیگر.

 

انرژی مصرف شده در انتقال فعال:

1 – یا به صورت مستقیم از ATP تامین می شود. مثل پمپ سدیم پتاسیم

 

 

 

 

 

2 – یا از شیب غلظت یون های و مولکول های دیگر تامین می شود. مثل جذب گلوکز توسط یاخته های پوششی روده

 

پس انرژی لازم برای انتقال فعال همواره از ATP به دست نمی آید.

 

 

درون بری (آندوسیتوز) و برون رانی (اگزوسیتوز):

بعضی یاخته ها می توانند ذره های بزرگ، را با فرایندی به نام درون بری جذب کنند.

درون بری برای وارد کردن مولکولها و مواد درشت به یاخته انجام می شود.

برای درون بری، در غشای یاخته فرورفتگی ایجاد می شود و سپس ماده وارد این فرورفتگی می شود در نهایت این بخش غشا بصورت یک کیسه غشایی از غشا جدا شده و وارد یاخته می شود.

مثال ← بلعیدن باکتری ها توسط گلبولهای سفید

      بلعیدن ذرات غذایی توسط یاخته های هیدر

در درون بری سطح غشای پلاسمایی کاهش می  یابد ولی مجموع مساحت غشاهای سلول (غشای پلاسمایی+ غشاهای داخلی) ثابت می ماند.

در درون بری سطح خارجی غشای پلاسمایی در سطح داخلی کیسه غشایی تشکیل شده قرار خواهد گرفت.

 

 

 

برون رانی فرایند خروج ذره های بزرگ از یاخته است.

فرایندهای درون بری و برون رانی با تشکیل کیسه های غشایی همراه است و به انرژی ATP نیاز دارد.

برای خارج کردن مواد درشت از یاخته برون رانی انجام می شود.

مثال برای برون رانی: ترشح پادتن، آنزیم های گوارشی، پروتئین های بافت پیوندی و …

در برون رانی، همانند درون بری ATP مصرف می شود.

در برون رانی قبل از عمل برون رانی کیسه غشایی تشیل می شود ولی در درون بری در ضمن درون بری کیسه غشایی تشکیل می شود.

در برون رانی کیسه های غشایی توسط شبکه آندوپلاسمی و جسم گلژی تشکیل می شوند.

کیسه های غشایی ممکن است بلافاصله بعد از تولید برون رانی نشوند بلکه در یاخته ذخیره شده و در زمان لازم عمل برون رانی را انجام دهند مثل ناقل های عصبی که در کیسه های غشایی پایانه آکسون قرار دارند و در زمان رسیدن پیام عصبی محتویات خود را آزاد می کنند.

در برون رانی کیسه های غشایی از یاخته خارج نمی شوند بلکه محتویات کیسه ها به بیرون رانده می شوند.

برون رانی باعث افزایش سطح غشای یاخته و کاهش سطح غشای داخل یاخته می شود.

 

 

 

 

 

در هر دو روش برون رانی و درون بری، یاخته انرژی ATP مصرف می کنند.

وجود غشا در هر دو روش برون رانی و درون بری الزامی است.

 

 

بافت های جانوری:

بدن انسان از چهار نوع بافت اصلی پوششی، پیوندی، ماهیچه ای و عصبی ساخته شده است.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

در گیاهان نهان دانه 3 نوع سامانه بافتی وجود دارد که هر کدام از چند نوع بافت ساخته شده اند.

 

     

 

 

                                                                                                                                                     

در همه جانوران بافت وجود ندارد مثلاً در اسفنج بافت وجود ندارد.

بافت ها از یاخته ها و مواد موجود در فضای بین یاخته ها تشکیل می شوند.

بافت فقط از یاخته های زنده تشکیل نشده است چون اولاً در بعضی بافت ها مثل بافت پوست یاخته غیرزنده نیز وجود دارد دوماً علاوه بر یاخته ها مواد موجود در فضای بین یاخته ها نیز جزو بافت محسوب می شوند.

انواع بافت ها به نسبت های مختلف در همه اندام ها و دستگاه های بدن وجود دارند.

بافت های مختلف به نسبت های مختلف در اندام ها و دستگاههای بدن وجود دارند.

در همه اندام ها و دستگاههای بدن هر 4 نوع بافت اصلی وجود دارد.

معمولا در هر اندام یکی از بافت ها فراوانتر می باشد مثلاً در مغز بافت عصبی، در پوست بافت پوششی، در قلب بافت ماهیچه ای و در دنده ها بافت پیوندی بیشتر از بقیه بافت ها می باشد.

 

 

بافت پوششی:

بافت پوششی، سطح بدن (پوست) و سطح حفره ها و سطح مجاری درون بدن (مانند دهان، معده، روده ها و رگ ها) را می پوشاند.

پوست یکی از اندام های بدن است که از دو لایه بیرونی (اپیدرم) و درونی (درم) ساخته شده است.

لایه بیرونی پوست (اپیدرم) شامل چندین لایه یاخته پوششی است که خارجی ترین یاخته های آن مرده اند.

یاخته های مرده پوست به تدریج می ریزند و میکروب هایی را که به آن چسبیده اند از بدن دور می کنند.

در لایه درونی پوست (درم) بافت پیوندی رشته ای وجود دارد که رشته ها در آن به طرز محکمی به هم تابیده اند.

لایه درونی پوست (درم) محکم و بادوام است و عملاً سدی محکم و غیرقابل نفوذ است.

بافت پوششی سطح حفره های بدن را می پوشاند مثل دهان، معده، قلب، مثانه، رحم و …

بافت پوششی سطح مجراهای بدن را می پوشاند مثل مری، روده، رگ های خونی و لنفی، میزنای و میزراه، لوله های اسپرم بر و …

 

 

 

 

 

یاخته های بافت پوششی به یکدیگر بسیار نزدیک هستند و بین آنها فضای بین یاخته ای اندکی وجود دارد.

یاخته های بافت پوششی بسیار به یکدیگر نزدیک هستند ولی همواره به یکدیگر نچسبیده اند.

در بافت پوششی رگ خونی و لنفی وجود ندارد.

بافت پوششی یکی از راه های دفاعی بدن در مقابل هجوم میکروب ها و عوامل خارجی می باشد.

در زیر یاخته های بافت پوششی، بخشی به نام غشای پایه وجود دارد.

در زیر همه بافت های پوششی غشای پایه وجود دارد.

غشای پایه به همه یاخته های بافت پوششی متصل نمی باشد (در بافت پوششی یک لایه به همه یاخته ها متصل می باشد ولی در بافت پوششی چندلایه فقط به لایه پائینی متصل می باشد)

غشای پایه را نباید با غشای پلاسمایی اشتباه بگیریم.

غشای پایه جزو بافت پوششی می باشد.

برخلاف یاخته های بافت پوششی که زنده هستند غشای پایه غیرزنده می باشد چون فاقد ساختار سلولی است.

بطور کلی در بدن جانداران پرسلولی بخش هایی که یاخته ندارند غیرزنده هستند مثل زلالیه، زجاجیه، پلاسما، غشای پایه و ….

بخش هایی از بدن که ساختار سلولی دارند نیز می توانند زنده یا غیرزنده باشند مثلاً همه لایه بیرونی پوست (اپیدرم) از یاخته ساخته شده است ولی یاخته های سطحی آن غیرزنده و یاخته های زیرین آن زنده می باشد یا در گیاهان یاخته های سطحی بافت چوب پنبه غیرزنده ولی یاخته های بخش زیرین زنده می باشند.

 

غشای پایه، شبکه ای از رشته های پروتئینی و گلیکوپروتئینی است.

در ساختار غشای پایه همانند غشای پایه گلیکوپروتئین وجود دارد.

غشای پایه شبکه ای از رشته های پروتئینی و گلیکوپروتئینی است.

در غشای پایه علاوه بر پروتئین کربوهیدرات نیز وجود دارد.

بافت های پوششی مختلف از نظر شکل یاخته ها و نیز از نظر تعداد لایه های یاخته ای می توانند متفاوت باشند.

پروتئین های غشای پایه از نوع رشته ای می باشد.

گلیکو پروتئین = کربوهیدرات + پروتئین

غشای پایه دو کار انجام می دهد: 1. یاخته های بافت پوششی را به یکدیگر متصل نگه می دارد.

  1. یاخته های بافت پوششی را به بافت های زیر آن متصل نگه می دارد.

 

در بعضی بخش های بدن ممکن است دو بافت پوششی دارای یک غشای پایه مشترک باشند مثل حبابک ها و مویرگ های شش و نیز یاخته های پادار و مویرگ های نفرون

 

 

 

 

 

 

 

 

یاخته های بافت پوششی به شکل های سنگفرشی و مکعبی و استوانه ای در یک یا چند لایه سازمان می یابند.

 

 

 

 

 

 

 

 

در بخش های مختلف لوله گوارش، بافت پوششی به شکل سنگ فرشی و یا استوانه ای وجود دارد.

در دستگاه گوارش بافت پوششی سنگفرشی و استوانه ای وجود دارد ولی مکعبی وجود ندارد.

بافت پوششی معده، روده کوچک و روده بزرگ از نوع استوانه ای می باشد ولی فقط در روده باریک ریزپرز دارد.

در بخش هایی از بدن برای افزایش سطح، بافت پوششی ریزپرز دارد مثلاً در روده باریک و لوله پیچ خورده نزدیک در گردیزه (نفرون)

 

 

 

 

 

 

بافت پوششی در دهان و مری، سنگفرشی چند لایه ای است. در روده و معده، بافت پوششی استوانه ای و یک لایه است.

 

در بافت پوششی سنگفرشی چند لایه یاخته های لایه پائینی مکعبی شکل بوده و رفته رفته تا سطح سنگفرشی می شوند.

در پوست یاخته های مکعبی زیرین زنده و یاخته های سنگفرشی سطحی مرده اند.

استثنا: در بعضی جاها یاخته های بافت پوششی کاملاً به یکدیگر چسبیده اند مثل مویرگ های مغز و در بعضی جاها فاصله زیادی بین آنها وجود دارد مثل مویرگ های ناپیوسته کبد، طحال، مغز استخوان

 

 

 

 

 

 

مخاط: در بعضی بخش های بدن بافت پوششی به همراه بافت پیوندی زیر آن لایه ای بنام مخاط بوجود می آورد مثلاً در معده، روده، مثانه، نای، نایژه، بینی و …

 

بافت پوششی غده ای:

غدد بدن را به دو نوع برون ریز و درون ریز تقسیم می کنند.

غدد درون ریز← هورمون ترشح کرده و آن را از طریق مایع بین یاخته ای وارد خون می کنند.

غدد برون ریز← موادی غیر از هورمون ترشح کرده و آن را به مجرای خود وارد می کنند تا به سطح داخلی یا بیرونی بدن برود.

بافت پوششی در برخی از بخش های بدن غده تشکیل می دهد. مثلاً غدد معده، روده، پانکراس، غدد بزاقی

یاخته های پوششی غده بزاقی بزاق را می سازند و به درون مجراهایی که به دهان راه دارند ترشح می کنند.

 

 

بزاق به داخل دهان ترشح نمی شود بلکه به مجرای بزاقی ترشح می شود.

بزاق شامل آب، یونها، بیکربنات، موسین و آنزیم (لیزوزیم و آمیلاز) می باشد.

عمل ترشح آنزیم های بزاق با فرایند برون رانی انجام می شود.

در غدد بزاقی هسته یاخته های ترشح کننده بزاق و یاخته های سازنده مجرا به طرف غشای پایه قرار دارد.

در غدد بزاقی یاخته های ترشح کننده بزاق بزرگتر از یاخته های سازنده مجرا می باشند.

معده و روده نیز غده ها و یاخته های ترشحی از نوع بافت پوششی دارند که موادی را می سازنده و به فضای درون این اندام ها ترشح می کنند.

همه غده های بدن از بافت پوششی ساخته نشده اند.

مثلاً غده هیپوتالاموس یا بخش پسین هیپوفیز ساختار عصبی دارد.

بافت پیوندی:

بافت پیوندی از انواع یاخته ها، رشته های پروتئینی و ماده زمینه ای تشکیل شده است.

در هر بافت پیوندی انواع مختلفی یاخته وجود دارد.

بافت پیوندی خون دارای متنوع ترین یاخته ها می باشد.

رشته های پروتئینی بافت پیوندی، کلاژن و رشته های کشسان (ارتجاعی) نام دارند.

پروتئین های بافت پیوندی از نوع رشته ای می باشند.

رشته های پروتئینی بافت پیوندی توسط شبکه آندوپلاسمی ساخته شده و به کمک دستگاه گلژی از یاخته به بیرون برون رانی می شود.

رشته های پروتئینی و ماده زمینه ای بافت پیوندی، توسط یاخته های بافت پیوندی ساخته می شود.

در بافت پیوندی، مولکولهای گلیکوپروتئینی جزو ماده زمینه ای است نه رشته ها.

بافت پیوندی یاخته ها و بافت های مختلف را به هم پیوند می دهد.

بافت پیوندی می تواند یاخته های مختلف را به یکدیگر پیوند دهد.

بافت پیوندی بافت های مختلف را به هم پیوند می دهد و این پیوند دادن ممکن است بصورت فیزیکی و یا عملی باشد.

مثلاً بافت خون می تواند یاخته ترشح کننده هورمون رشد را به یاخته موجود در صفحه رشد پیوند دهد. (بواسطه هورمون رشد)

مثلاً زردپی بصورت فیزیکی ماهیچه را به استخوان پیوند می دهد.

در انواع بافت پیوندی، مقدار و نوع رشته ها و ماده زمینه ای متفاوت است.

هم مقدار و هم نوع رشته ها و ماده زمینه ای می تواند در بافت های پیوندی مختلف متفاوت باشد.

بافت پیوندی سست و متراکم:

بافت پیوندی سست انعطاف پذیر است.

ماده زمینه ای بافت پیوندی سست، شفاف، بی رنگ، چسبنده و مخلوطی از مولکول های درشت مانند گلیکوپروتئین است.

بافت پیوندی سست معمولاً بافت پوششی را پشتیبانی می کند. برای نمونه در زیر بافت پوششی لوله گوارشی یک لایه بافت پیوندی سست قرار دارد.

 

 

 

 

 

 

 بافت پیوندی سست به علت داشتن رگ های خونی و لنفی و اعصاب مواد مورد نیاز بافت پوششی را به آن می رساند.

پوست فقط از بافت پوششی ساخته نشده و لایه داخلی آن از بافت پیوندی متراکم می باشد.

در زیر پوست بافت پیوندی سست وجود دارد.

در زیر بافت پوششی لوله گوارشی بافت پیوندی سست قرار دارد.

در بافت پیوندی سست رشته ها در جهات مختلف قرار دارند.

 

در بافت پیوندی متراکم (رشته ای)

میزان رشته های کلاژن از بافت پیوندی سست بیشتر،

تعداد یاخته های آن کمتر و ماده زمینه ای آن نیز اندک است.

در بافت پیوندی متراکم رشته های کلاژن هم جهت قرار دارند.

میزان رشته های کلاژن در بافت پیوندی متراکم بیشتر از بافت پیوندی سست می باشد.

تعداد یاخته های بافت پیوندی متراکم کمتر از بافت پیوندی سست می باشد بنابراین فاصله یاخته ها بیشتر است.

با وجود اینکه فاصله یاخته ها در بافت پیوندی متراکم بیشتر است ولی به علت زیادی رشته ها مقدار ماده زمینه ای کمتر می باشد.

یاخته های بافت پیوندی متراکم کشیده و دوکی شکل می باشند ولی در بافت پیوندی سست یاخته ها به شکل های متفاوت می باشند.

مقاومت بافت پیوندی متراکم از بافت پیوندی سست بیشتر، 

ولی انعطاف پذیری آن کمتر از بافت پیوندی سست می باشد.

در زردپی، رباط و بخش هایی از قلب بافت پیوندی متراکم وجود دارد.

توجه داشته باشید که زردپی و رباط فقط از بافت پیوندی متراکم ساخته نشده اند.

بافت پیوندی می تواند شفاف باشد مثل کپسول کلیه و قرنیه چشم.

زردپی ها وظیفه اتصال ماهیچه اسکلتی به استخوان را به عهده دارند.

رباط ها وظیفه اتصال دو استخوان به هم را بر عهده دارند.

بین این یاخته های ماهیچه ای قلب، مقداری بافت پیوندی رشته ای متراکم به نام اسکلت فیبری قرار دارد.

این بافت، رشته های کلاژن ضخیمی دارد که در جهات مختلف قرار گرفته و بسیاری از یاخته های ماهیچه ای به آنها چسبیده اند.

در ضمن، اسکلت فیبری باعث استحکام دریچه های قلبی می شود. رشته های عصبی نیز در بین این یاخته ها پخش شده اند.

 

بافت چربی:

بافت چربی نوعی بافت پیوندی است.

در بافت چربی یاخته های سرشار از چربی فراوان است.

بافت چربی بزرگترین ذخیره انرژی در بدن است.

بافت چربی در بخش هایی از بدن مانند کف دست ها و پاها نقش ضربه گیری دارد و به عنوان عایق حرارتی نیز عمل می کند.

خون، استخوان و غضروف انواع دیگری بافت پیوندی هستند.

در بافت چربی همانند سایر بافت های پیوند انواع مختلف یاخته وجود دارد و یاخته های سرشار از چربی فراوان است.

یاخته های بافت چربی می توانند با ذخیره چربی بزرگتر و با مصرف چربی کوچکترشوند.

همه یاخته های بافت چربی سرشار از چربی نمی باشند.

کبد نیز با ذخیره گلیکوژن یکی از محل های ذخیره انرژی در بدن می باشد.

یاخته های بافت چربی در مقابل ضربه مقاوم هستند.

هسته یاخته های بافت چربی در یک طرف یاخته و کنار غشا قرار دارد.

یاخته های بافت چربی فاصله کمی با یکدیگر دارند.

جدول مقایسه ای بافت های پیوندی مختلف:

 

 

 

 

 

 

 

بافت ماهیچه ای:

 

 

 

انواع بافت ماهیچه ای: اسکلتی، صاف و قلبی

 

 

 

 

 

بافت عصبی:

یاخته های عصبی (نورون ها)، یاخته های اصلی بافت عصبی هستند.

در بافت عصبی دو نوع یاخته وجود دارد و نورون (یاخته عصبی و نوروگلیا (یاخته پشتیبان)

تعداد یاخته های پشتیبان بیشتر از یاخته های عصبی می باشد.

یاخته های عصبی با یاخته های بافت های دیگر مانند ماهیچه ارتباط دارند.

به محل ارتباط یک یاخته عصبی با یاخته دیگر سیناپس می گویند.

یاخته های عصبی یاخته های ماهیچه را تحریک می کنند تا منقبض شوند.

اجزای نورون:

جسم یاخته ای: محل قرار گرفتن هسته و انجام سوخت و ساز یاخته عصبی می باشد می تواند پیام نیز دریافت کند.

دندریت (دارینه) رشته ای است که پیام عصبی را دریافت و به جسم یاخته عصبی وارد می کند.

آکسون (آسه) رشته ای است که پیام عصبی را از جسم یاخته ای تا انتهای خود که پایانه آکسون نام دارد هدایت می کند.

بعضی یاخته های عصبی پوششی بنام غلاف میلین دارند که توسط یاخته های پشتیبان تولید می شوند.

غلاف میلین در نقاطی قطع می شود که به این نقاط گره رانویه گفته می شود.

فعالیت:

پوسته تخم مرغ آهکی می باشد.

می توان پوسته آهکی تخم مرغ را با قرار دادن آن در سرکه از بین برد.

پرده نازک زیر پوسته آهکی تخم مرغ دارای نفوذپذیری انتخابی می باشد.

پوسته تخم مرغ برعکس پوسته زیر آن نفوذپذیری انتخابی ندارد.

 

about author

lotfi128

lotfi128@gmail.com

Lorem ipsum dolor sit amet, consectetur adipiscing elit, sed do eiusmod tempor incididunt ut labore et dolore magna aliqua. Ut enim ad minim veniam, quis nostrud exercitation ullamco laboris nisi ut aliquip ex ea commodo consequat.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

error: Content is protected !!